زخم های من کاریست، جوانمرد، اگر مرحم نیستی نمک نپاش


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :پژمان *
تاریخ:دوشنبه 12 مرداد 1394-11:34 ق.ظ

کت و شلوار های گشاد

آقای رئیس از مسافرت برگشت و به نظر میاد حال و احوالش بهتر باشه. تو همین یکی دو روزی که برگشته کلی کار جدید هم برامون تراشیده . به قول خانم خ آقای رئیس یه طوری داره کار بهمون میده انگار ما به جای ایشون مسافرت بودیم و استراحت کردیم. در نبود ایشون البته کار ما با آقای مدیر محترم چندین برابر شده بود. من که جانشین بودم و بجز جلسه های خودم باید تمامی جلسه های ایشون رو هم می رفتم. بدتر از همه باید دم به دقیقه منتظر تماس آقای مدیر می بودم که فلان مسئله چی شد یا فلان مورد توضیحش چیه. خلاصه اینکه به قول آقای همساده اصلا خرد خرد شدم.
این روزها اصلا متوجه کیفیت گذر زمان نمیشم. از صبح مشغولم و تا شب چنان مثل برق و باد میگذره که نمی فهمم اصلا امروزم چطور گذشت. اون وقت ها بابا میگفت حقوق بگیر بودن اصلا چیز خوبی نیست همش چشمت به سر ماهه که حقوقت رو بگیری. کل ماه اینطوری برات دیگه جذابیتی نداره. حالا خودم همچین حسی دارم.
جمعه گذشته داشتم لباس های توی کمد رو نگاه می کردم که چند دست کت و شلوار کاملا نوع و دست نخورده  توجهم رو جلب کرد. هوس کردم یکیشون رو بپوشم. برای کسی مثل من که از پوشیدن لباس های مجلسی  و رسمی متنفره خیلی عادی هست که در فاصله سه سال حتی برای یک بار هم کت و شلوار نپوشه. اصلا یادم نمیاد کی من این ها رو خرید. فقط یکیشون که دیپلمات رو یادمه دادم برام دوختن.
دونه دونه شروع کردم به پوشیدنشون. بنده های خدا هنوز تمام اتیکت و بار و بندیلشون همراهشون بود. قشنگ معلوم بود که  کت و شلوار به تنم زار میزنه . اینقدر که گشاد شده بودند. تو این سه سال برنامه کاهش وزن داشتم و با کم کردن بیش از 20 کیلو وزن دیگه مجبور شدم همه لباس ها رو عوض کنم. چون معمولا و حتی تو همایش ها هم کت و شلوار نمی پوشم، این یه مورد از قلم افتاده بود. هیچی دیگه مجبور شدم تمام هفت دست کت و شلواری که یه بار هم نپوشیدم رو بدم برام اندازه کنن و بدتر از همه اینکه برای اون چند روزی که نیازشون دارم آماده نمیشن. علی الحساب باید برم دو دست کت و شلوار جدید بگیرم که دستم تو پوست گردو نمونه. راستی قیمت ها خیلی وحشتناک شدن. یه کت شلوار معمولی دو و نیم میلیون تومن. چه خبره بابا؟
دیشب یه بنده خدایی رو مجبور شدم بدجوری سر کار بزارم. البته خودش مجبورم کرد که تا این مرحله پیش برم. خدا خودش از سر تقصیراتم بگذره. کلی لرزه به اندامش انداختم. البته مقصر واقعی خودش بود که بیش ار حد وارد یه سری جرئیات شد. اینطوری برای خودش هم بهتره.





داغ کن - کلوب دات کام
فرمایشات دوستان() 


ravi
سه شنبه 17 شهریور 1394 04:57 ق.ظ
اول اینکه باریکلا به همتتون بابت کم کردن این همه وزن ...خیلیه ها...زدم به تخته
بعد این که اقلا یه کوچولو زودتر به کمدلباساتون سر میزدین که بیخود دودست لباس به لباسایی که چندان استفاده ای براتون نداره اضافه نشه
پاسخ پژمان * : ممنون.
اتفاقا اینا هم رفتن به قعر کمد لباس ها.
بهمن
یکشنبه 25 مرداد 1394 03:04 ب.ظ
سلام و ممنون پژمان عزیز بابت تبریكتون ...
بعدشم از اطلاعاتتون در مورد پیاده روی و در آخر بابت توصیه تون برای آب اهواز كه فیل افكنه ...
ضمنن من فرصت نمیكنم خدمت برسم شما چرا فرصت نمیكنید مطلب جدید بذارین ...
پاسخ پژمان * : سلام عمو بهمن عزیز
خواهش عمو جان.

گرفتار مسابقات بودم. امروز رسیدم اهواز. فعلا خسته ام خسته
maryam.k
سه شنبه 20 مرداد 1394 11:40 ب.ظ
بابایی به عمو بهمن بگید من هاپو دوستدارم جون مهربون و باوفاس اصلانم ربطی به کلاس نداره...
بابایی بگیر برام دیگه لطفا
پاسخ پژمان * : باز گفتی هاپو می خواییییییی؟
نیمه سیب سقراطی
دوشنبه 19 مرداد 1394 08:05 ب.ظ
چه جالب که اصلا اهل کت و شلوار نیستین و من همیشه شما رو با کت و شلوار متصور میشدم
پاسخ پژمان * : چه جالبلابد فکر کردی از این پیره مردها هم هستم نه؟؟؟؟

یه دلیلش گرمای هوای اینجاست و دلیل دیگش اینه که لباس رسمی اذیتم میکنه.
بهمن
شنبه 17 مرداد 1394 12:57 ب.ظ
سلام پژمان جان
اولن بگم اگه برا بعضیا هاپوو خریدی ، خوو منم میخوام ...
راستش برا خودم نمیخوام ، میخوام از قافله ی با كلاسا عقب نمونم ...
برا ورزش هم خودم كه حال و حوصله ندارم ولی سالهاست وزنم روی عدد 74 ، یه خورد كمتر یا یه خورده بیشتر گیر كرده ، صبح ها هم تقریبن هر روز تا اداره رو پیاده میرم و بر می گردم حدود 15 دقیقه پیاده روی تند و 20 دقیقه آروم ...( البته فقط برا رفت ، و همین زمان برا برگشت )
این حالا خوبه یا بد ...
پاسخ پژمان * : سلام عمو بهمن عزیز
بالاخره خدا رو شکر کابینت ها تموم شد و شما تونستی یه سری به ما بزنید. عکسشون رو دیدم خیلی زیبا شده. ان شالله مبارک باشه.

همون بعضی ها رو هم شماتت کردم. شما همینطوری برای ما کوه کلاس هستی .

پیاده روی از چند قدم تا چند کیلومتر خوبه. موضوع بحثمون با دوستان درباره کاهش وزن بود. برای کاهش وزن باید پیاده روی مستمرداشته باشیم که از 25 دقیقه بیشتر طول بکشه تا وارد فاز سوختن چربی بشیم. البته کسانی که مشکل چربی خون دارند هم باید به همین منوال عمل کنند.خوردن آب سالم به موازات پیاده روی اثر مضاعف در نتیجه کار داره. (منظورم آب سالم بود نه آب اهواز)
الی
شنبه 17 مرداد 1394 09:18 ق.ظ
آقای پدر پیجامه چیه میگم کت وشلوار بنده خودم با این جوفت چشای آسمونیم دیدم میخوای عکسشو بگیرم بزارم تو وبلاگ....تازه شلواراضافه هم داره.....
پاسخ پژمان * : منم منظورم این بود کت و شلواری که 200 تومن باشه باید به جای پیجامه استفاده کرد. خوب یه دست با یه شلوار اضافه برا آقاتون می خریدی
الی
پنجشنبه 15 مرداد 1394 12:35 ب.ظ
با این سن زیاد چه روحیه شادی دارید؟؟؟؟؟؟؟سنتونو از تعداد بالای فرزندانتان میشه حدس زد...بیچاره نشی با این همه بچه اونم دختر وای وای چه جوری جهیزیه بهشون میدی بدبخت میشی که...بیخود نیست 27کیلو وزن کم کردی...فکر وخیال و تامین هزینه زندگی این فرزندان آدمو لاغر که هیچ کچلم میکنه....توکل بر خدا ناراحت نباشید حالا خوب یارانه نقدی دارن یکمی از مخارجشون تامین مثلا پول پفک هفتگی شون
آقای پدر آدم باید به رخت ولباس دختراش بیشتر برسه تا به کت وشلوار دو ملیون ونیمی خودش.....
راستی بیاین از سر کوچه ما بخرید حراج کرده کت وشلوارشو 200 هزارتومان میده...تازه زد با یه شلوار اضافه
پاسخ پژمان * : سن جد و آبادت زیاده

هر آن کس که دندان دهد نان دهد. ان شالله موقع شوهر دادنشون هم براشون بهترین جهیزیه ها رو میخرم. دندم نرم باباشونم وظیفه ام هست.

به دخترهام هم می رسم. هرچی بگن بابایی براشون می خره. دخترهام خانمن خودشون رعایت باباشون رو میکنن. کی مثل این دخترهای این دوره و زمونه هستن.
احتمالا اشتباه میکنی. اونا کت شلوار نیستن. بهشون میگ پیجامه

یلدا
پنجشنبه 15 مرداد 1394 12:30 ب.ظ
ممنون استاد از راهنمایی جامع و کاملتون
پاسخ پژمان * : خواهش میکنم. چه فایده هرچی رشته میکنیم میبینیم یکی براتون سوغاتی میاره شما پنبشون می کنید
شکیبا
چهارشنبه 14 مرداد 1394 05:58 ب.ظ
سلام
وای از دست این مدیران وقتی از سفر برمیگردن هی دنبال عیب و ایراد و بهانه گرفتن هستن
خب شما که اهل کت و شلوار نیستین یه دست داشته باشین برای روز مباد
پاسخ پژمان * : سلام
نه اون وقت میگن یه دست بیشتر نداره تو عزا و عروسی می پوشه
maryam.k
چهارشنبه 14 مرداد 1394 01:51 ب.ظ
سلام بابایی من فک کنم منظورمو بد متوجه شدید من از امدن اقای ی احساس خجالت میکنم جون همیشه بالا فقط خانم هستن وگرنه بنده خدا نه ایشون نگاه بدی کردن به من نه جیز دیگه ای فقط یکم بداخلاق و ایراد گیره وقتی بالا میاد معذب میشم
راستی ممنون از نصحتت بابایی جونم
پاسخ پژمان * : سلام دخترم
منظورم اون موضوع نبود. کلا می خوام حواست جمع باشه. چکار کنم نگرانم. پدر نشدی که بفهمی نگرانی یعنی چی.
افت و خیز !
چهارشنبه 14 مرداد 1394 12:48 ب.ظ
سلام
اون کامنت بینام من بودم. بازم وبت اسم منو سانسور کرد ! واقعا چه خرده حسابی با من داره ؟؟
در ضمن بدین وسیله حضورا از دعاهای مستجاب شما تشکر میکنم حضرت شیخ پژمان که سلام و درود خدا بر شما باد !
پاسخ پژمان * : سلام مادر گلم
خواهش میکنم مامان جان. انجام وظیفه بود
مریم
چهارشنبه 14 مرداد 1394 11:02 ق.ظ
هاااااا یه چیز دیگه مگه قبلمن چقد وزن داشتی بابایی؟؟؟
که الان؟ :دی
پاسخ پژمان * : قبلا حدود 109 کیلو (البته وار رفته نبودم هاااا ) الان 82 کیلو. ترکه ای و خوش تیپ
مریم
چهارشنبه 14 مرداد 1394 10:59 ق.ظ
میگم بابایی ولی خداییش خوشحال بودی کارای رئیسو انجام میدادی یا ناراحت...
الان چند کیلویی
در ضمن مریم راست میگه ما هاپوووو میخواهیم :دی
پاسخ پژمان * : سلام بر دختر عزیزم
خوبی بابا؟ اوضاع احوال خوبه دخترم؟
کارم زیاد شده بود ولی آقا بالا سرم به جای دو تا شده بود یکی. زیاد فرقی برام نداشت.

در مورد هاپو هم همون جوابی که به اون خواهرت دادم در مورد شما هم صدق میکنه. اینقدر من رو عصبانی نکنید دخترا.
یلدا
چهارشنبه 14 مرداد 1394 08:47 ق.ظ
من اصلا شما و داداش کوچیکه رو درک نمی کنم با این همه ورزش همین شماها هستید باعث میشید به ما به چشم تنبل نگاه کنن .
من و دخترک قرار بود از اول تابستون صبح بلند شیم بریم پیاده روی به گمونم هنوز اول تابستون نشده باشه
پاسخ پژمان * : سلام
باور کنید با اینکه پای راستم ضرب دیده و موقع ورزش کلی درد می گیره ولی دلم نمیاد یه روز باشگاه نرم.

پایبند بودن به برنامه خیلی سخته. ولی واقعا راحت ترین راه ممکن برای ورزش، پیاده رویه و بدترین زمان هم همون صبح هست. به چند دلیل:
1) در شهر های بزرگ اول صبح معمولا آلودگی هوا در سطح زمین بیشتره.
2) سطح آمادگی عضلات برای مواجه با تنش ها و ضربات پایینه.
3) بعد از خواب شبانه و یک حالت سکون طولانی بالا بردن ضربان قلب سخت هست و البته ممکنه براش مشکل ایجاد بشه.
4) آخه کی دیده تنبل ها بتونن صبح اول وقت بیدار بشن؟
پس بهترین زمان نزدیک به غروب آفتاب هست. ولی یادتون باشه پیاده روی ورزشی با پیاده روی که حین خرید انجام میدید متفاوته. زمانی که به قصد چربی سوزی پیاده روی می کنید. باید پیاده روی شما مستمر باشه و توقف نداشته باشید. تا به حد هوازی برسید.
زمان هم حتما باید از 25 دقیقه تجاوز کنه وگرنه ذخیره قند کبد باقی می مونه و به سوختن چربی نمی رسه.
برای گرفتن نتیجه از پیاده روی به غیر از مراعات در خوردن خوارکی ها باید آب زیاد و همچنین استمرار در پیاده روی رو حفظ کنید.
یه نکته دیگه: انتظار نداشته باشید که وزن زیادی رو در زمان کوتاه کم کنید. کاهش دو نیم کیلو در ماه مناسب هست.
در ضمن خودتون رو از هیچی محروم نکنید. بدن شما عادت به خوردن خوراکی ها داره. پس فقط کمتر بخورید که ان شالله همیشه بتونید هرچی خواستید رو بخورید.
maryam.k
چهارشنبه 14 مرداد 1394 12:01 ق.ظ
بابای خوبم منم هاپو میخام ببین پسر همسایه داره میخام میخام زودباش
پاسخ پژمان * : خجالت بکش دختر. ما تو خانوادمون از این رسما نداریم هاااااا هاپو می خوام هاپو می خوام
سه شنبه 13 مرداد 1394 06:27 ب.ظ
مرفه بی درد !
این همه کت و شلوار نپوشیده؟!
دیگه از مد افتادن. همشون رو بده برن .. یه سری جدید بگیر تا چند سال بعد بمونه تو کمد تا باز گشادتر بشن !
20 کیلو لاغر شدی ؟
من مدتهاست میخوام 4 کیلو ناقابل کم کنم نمیشه !
پاسخ پژمان * : سلام
اول اینکه اینجا گرمه و نمیشه همیشه کت و شلوار پوشید.
دوم اینکه از کت و شلوار پوشیدن بدم میاد.
سوم اینکه هر کدوم رو برای عروسی یکی از فامیل خریدم و اتفاقا هیچ وقت هم باهاشون عروسی نرفتم.
چهارم اینکه چون مدل رسمی هستن از مد نمی افتن شما ناراحت نباش.
پنجم اینکه حدود 27 کیلو. نوشتم 20 که رند باشه.
ششم اینکه باید اول نیت کنی.
هفتم اینکه کم بخوری
هشتم اینکه مثل من ورزشکار باشی

مریم م
سه شنبه 13 مرداد 1394 10:46 ق.ظ
تو چه مدت 20 کیلو وزن کم کردین؟ فقط با ورزش این کار رو کردین یا رژیم هم گرفتین؟
پاسخ پژمان * : سلام خانم دکتر
20 کیلو رو برای اینکه رند باشه نوشتم. در شروع با وزن تقریبا 109 کیلو شروع کردم و بعد از حدود 3 سال و اندی 83 هستم. دو سال اول یه رژیم سبک داشتم ولی روزی دو ساعت به بالا ورزش می کردم. جمعه هم به خودم آنتراک میدادم. رژیم هم فقط کاهش یک سوم از اون مواد غذایی بود که می خوردم. خودم رو از هیچ چیزی محروم نکردم. البته قبلا هم فست فود و نوشابه رو از 12 سال پیش کامل قطع کرده بود. از یک سال پیش رژیم رو قطع کردم . چون بدنم کم می آورد. الان چون سنگین تر ورزش میکنم هر چی که می خورم ورنم افزایش پیدا نمی کنه. پیاده روی و دو رو علاوه بر ورزش کارته دنبال میکنم. به قول همکارها دیگه وقتی برام نمی مونه بخوام زن بگیرم
maryam.k
سه شنبه 13 مرداد 1394 09:38 ق.ظ
چشم ...موفق باشی ددی...
خب اگه اینجوریه خب حتما لازم بوده دیگه
پاسخ پژمان * : ممنون دخترم. ولی من رو ددی صدا نکن. همون پدر خوب و مهربانم کافیه. ددی من رو یاد پسر همسایمون می اندازه که به سگش میگه ددی. میگم هومن چرا به سگت میگی ددی؟ میگه چون مثل بابام دوسش دارم. به نظرت اگه این پسره رو بکشم باید دیه بدم؟
maryam.k
سه شنبه 13 مرداد 1394 01:03 ق.ظ
سهلام بابایی...
خب خداروشکر اقای ریس حالش خوبه...
کت و شلوار برای جی میخای!؟ای شیطوون
خیلی کارتون بد بوده برا منم بداموزی داشت الان منم میرم بقیه رو سرکار میذارم
پاسخ پژمان * : سلام دخترم
به خاطر آماده نبودنم نمی تونم تو مسابقات شرکت کنم. به عنوان عضو فنی تیم میرم. باید با کت و شلوار باشم. شما ژاکتت رو بباف و فکرت رو منحرف نکن دختر

مجبور شدم. وارد یه سری جزئیات شده بود که باعث میشد به مشکلات بدی بربخوره. نمی تونستم مستقیم بهش بگم. یه سناریو طراحی کردم که غیر مستقیم بترسه و دنبال اون موضوعات نره.
هنوزیلدا
دوشنبه 12 مرداد 1394 03:11 ب.ظ
20 كیلو لاغر كردید؟!
آفرین!
پاسخ پژمان * : سلام
بیش از 20 کیلو. چاق شده بودم هیچ مسابقه ای راهم نمیدادن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.