زخم های من کاریست، جوانمرد، اگر مرحم نیستی نمک نپاش


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :پژمان *
تاریخ:سه شنبه 23 تیر 1394-09:25 ب.ظ

این مدت که نبودم

مدتیست در انبوه حجم کارها گرفتار شدم و از همه بدتر مجددا کنتاکت من و آقای مدیر و رئیس محترم بالا گرفته. از حق نگذریم تا حدودی هم حق دارند. از اون جهت حق دارند که قبلا یک تراکتور تمام اتوماتیک داشتن و حالا چند وقتی هست که این تراکتور تمام اتوماتیک تبدیل شده به یک کارشناس نرمال . یعنی به جای کار کردن مثل خر و خوردن مثل یابوی اون عزیزان جان، تبدیل شده به یه کارشناس که به اندازه حقوقش کار میکنه. به قول مادرم این بنده های خدا دندون خوردشون درد میکنه. من هم این دفعه کوتاه نیومدم و روی مواضع خودم محکم ایستاده ام. البته ناگفته نماند این مواضع محکم هم اندکی بنده رو تنبل کردن. اگر هم بخوام دیگه نمی تونم مثل قبل بشم. ولی به جهت اینکه اون دو ریالی که به عنوان حقوق کف دستم میزارن حلال باشه کارها رو در حد نرمال انجام خواهم داد.
در این میان آقایان محترم مدیر و رئیس به تکاپو افتادن تا انگیزه از دست رفته من رو بهم بازگردانند. حالا چطور می خوان این کار رو انجام بدن؟ عرض میکنم:
از اونجایی که اون پست کذایی که حق مسلم من بود رو دو دستی و با یک بهانه مسخره تقدیم یکی از هم اندیشان خودشون کردن و به خیال خودشون بابت اون من دچار کاهش انگیزه شدم به خیال خودشون قراره که برام جبران کنند. دیروز آقای رئیس با حالتی پر از شعف و شور اومده بهم میگه فلانی یه چیزی بهت می خوام بگم ولی  فعلا جایی مطرح نکن . قرار هست شما رو برای ماموریت بفرستند کشور دوست و برادر آلمان. من هم شیر خام خورده برای یک لحظه فکر کردم مثل بقیه نورچشمی ها قراره حداقل دو سال برم آلمان. تو همون صدم ثانیه نقشه گرفتن دکتری رو در کشور آلمان در سرم پروراندم. پرسید برای چند وقت قراره برم؟ با یه حالت هیجان بی بدیلی بهم گفت 15 روز!
آب تو دهنم خشک شد. چنان قیافه خشک و بی روحی نشونش دادم که از صد تا فحش بدتر بود. بعد هم بدون کلمه ای اضافه دفترش رو ترک کردم. این کارشون مثل این می مونه که فسنجون رو از یه شخصی بگیری بعد بهش یه ساندویچ فلافل بدون خیار شور بدی بگی فعلا این رو بخور تا بعد.
از تمام این موارد که بگذریم خداییش من آقای رئیس رو دوست دارم و او روز هم که گفت نگران نباش من با این وضعیت جسمی که دارم بیشتر از دو سال دیگه دوام نمیارم اون وقت شما رو میزارن جای من. کلی دلم گرفت. اصلا به این قیمت حاضر نیستم این اتفاق بیوفته. خداییش پسر خوبیه حالا بماند بعضی از اخلاق هاش رو دوست ندارم ولی کلا آدم بدی نیست. در مورد انتصاب اون پست هم دخالت چندانی نداشت.
فردا میرم شیراز. از تعطیلات نوروز به بعد  دیگه نرفتم به خونواده سر بزنم . هر چند آبجی خانم ماه رمضون امسال مهمون که چه عرض کنم صاحب خونه بودند و زحمت افطار و سحری رو میکشیدن. خدا خیرش بده. با این سر شلوغ واقعا به دادم رسید.
در چند ماه گذشته وزن زیادی کم کردم و خودم رو به 80 نزدیک کردم. اگر چه با توجه به قدم، چند کیلویی کمبود وزن دارم ولی برای مسابقه نیاز بود خودم رو به 80 برسونم. کمی ضعیف شدم که باید تو این یک ماه فرصتی که دارم این  ضعف رو جبران کنم. البته رژیم نگرفتم و با روزی 4 ساعت ورزش،  وزن زیادی رو کاهش دادم. 
راستی ماراتون هسته ای هم بالاخره پایان پذیرفت. ان شاالله نتیجه اون برای مردم کشورمون خیر باشه.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 02:06 ب.ظ
great put up, very informative. I wonder why the
opposite experts of this sector do not understand this. You should continue your writing.
I am confident, you've a huge readers' base already!
ravi
سه شنبه 17 شهریور 1394 04:13 ق.ظ
والا آدم معتادم میشه معتاد ورزش بشه
پاسخ پژمان * : بد جور اعتیادیه لامصب
x
یکشنبه 25 مرداد 1394 05:48 ب.ظ

امیدوارم خیلی زود به جایگاهی که لایقش هستید برسید

اونجا که نوشتید فسنجون بگیرن فلافل ... میخواستم بگم ساندویج هم بد نیست ... بعد شرایط ساندویجو شرح دادید دیدم افتضاحه :|
پاسخ پژمان * : متشکرم x جان
از همون اول ساندویچ دوست نداشتم
بهمن
سه شنبه 6 مرداد 1394 07:50 ق.ظ
پژمان جان
امیدوارم نه تنها در اداره ی شما ، بلكه در همه جا ، مسئولیتها به اهلش سپرده بشه ، نتیجه قبولی فقط همین دعا اینه كه دنیا گلستان میشه ...
انشاالله هرچه زودتر حق به حق دار برسه و ماهم پز بدیم كه توی رفیقامون یه دونه مدیر هم پیدا میشه ...
پاسخ پژمان * : مخلصیم عمو بهمن عزیز
راستش این موضوع دیگه خیلی برام مهم نیست. مخصوصا با این اتفاقاتی که جدیدا افتاده دیگه با خودم عهد کردم خیلی دربند این موضوعات نباشم.
ان شالله شما مدیر بشی بیایم منشیت بشیم عمو بهمن خان
maryam.k
سه شنبه 30 تیر 1394 12:33 ب.ظ
سلام اقاپژمان خوش گذشت؟
همیشه به سفر
پاسخ پژمان * : سلام مریم خانم
خدا رو شکر خوش گذشت. ممنون
افت و خیز !
دوشنبه 29 تیر 1394 12:45 ب.ظ
" تو نیکی میکن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز "
به آقای رئیس که مبتلا به پارکینسون شدند ، رژیم کتاب عسل درمانی ِ استاد خداداد رو معرفی کنید . این رژیم در اصل برای ام اسی ها نوشته شده ولی چون خاستگاه هر دو بیماری یکیه برای پارکینسون هم همون تجویز شده. بسیار عالی و تاثیرگذاره. اگر یه ماه انجامش بدن مطمئنم تاثیرات واضحی رو حس میکنن ... چون جوون هم هستن شایدم زودتر!
سلام. عید شما مبارک. طاعات قبول
پاسخ پژمان * : سلام
عید شما هم مبارک. طاعات قبول حق.
چشم حتما بهشون پیشنهاد میدم.

شکیبا
دوشنبه 29 تیر 1394 09:03 ق.ظ
سلام
عیدتون مبارک
پاسخ پژمان * : سلام
عید شما هم مبارک
ravi
دوشنبه 29 تیر 1394 07:05 ق.ظ
سلام

ولی این خوبه که تونستین متوجه اشون کنین که به صرافتش افتادن که بهتون انگیزه بدن !

روزی 4 ساعت ورزش؟ چه همتی احسنت

تو کامنت قبلی همین شکلکای کنار باکس کامنتارومنظورم بود دیگه الانم باز نشد...

امیدوارم شیراز خوش گذشته باشه!
بابت راهنماییتونم در مورد آرشیو ممممممنون نمی دونین چه لطف بزرگی کرد
پاسخ پژمان * : سلام
به ورزش اعتیاد شدید دارم
خوش گذشت
خواهش میکنم. کاری نکردم دوست عزیز
کاکتوس
یکشنبه 28 تیر 1394 08:36 ق.ظ
سلام
عیدتون مبارک
سفر خوش بگذره
و امیدوارم در اینده جزء مدیران پرتلاش باشید
نه مدیران تنبل و ......
به امید روزای خوب
پاسخ پژمان * : سلام
عید بر شما هم مبارک
ممنوننننننننننن
شادی
شنبه 27 تیر 1394 02:15 ب.ظ
سلام. امیدوارم خیلی زود به پست ریاست برسید البته با حرفی که رئیستون زد دلم گرفت. انشالا هرکی به حق خودش برسه.
پاسخ پژمان * : سلام
رئیسم آدم دوست داشتنیه ولی به شرط ها و شروط ها. منم خیلی دلم گرفت. ان شالله.
راستی خوش آمدید
maryam.k
شنبه 27 تیر 1394 09:12 ق.ظ

نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد
باده خرم عید است که در ساغر شد
روز عید است ، سوی میکده آیید به شکر
که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد . . .
عید سعید فطر مبارک
پاسخ پژمان * : عید بر شما هم مبارک
maryam.k
پنجشنبه 25 تیر 1394 07:10 ب.ظ
خداروشکر داره خوش میگذرها
پاسخ پژمان * : ممنون بد نبود. خوش گذشت
محمد
چهارشنبه 24 تیر 1394 10:16 ب.ظ
ممکنه به وب ما هم سر بزنی و نظرات قشنگتون رو بدین..؟..
خیلی ممنون میشم
پاسخ پژمان * :
tina
چهارشنبه 24 تیر 1394 06:41 ب.ظ
خوشحال میشم با هم تبادل داشته باشیم
با تبادل لینک بازدید هر دوتامون بالا میره
پاسخ پژمان * :
مریم
چهارشنبه 24 تیر 1394 01:42 ب.ظ
سلام

میگم اگه من هم جای تو بودم همون گرفتن دکترا توی سرم بود...شیراز بهت خوش بگذره
بعد از ماه رمضون خیلی خوبه یه سفر
پاسخ پژمان * : سلام
سفر همیشه عالیه. مخصوصا اگر به قصد دیدن خانواده باشه. دکتری هم دیگه مثل قبل ربام جذاب نیست. ته هیچ کدومشون هیچی نیست.
مریم م
چهارشنبه 24 تیر 1394 10:50 ق.ظ
سلام. انشاالله شیراز بهتون خوش بگذره.
اگر کسی که براش کار میکنید قدر زحمات شما رو نمی فهمه، خودتون رو به خاطرش خسته نکنید و فقط در حدی کار کنید که حقوقتون حلال باشه. بقیه اش هم به خدا توکل کنید.
برای برطرف شدن ضعفتون هم شربت گلاب و شکر و زعفران بخورید. درست کردنش هم خیلی ساده است. 3 لیوان گلاب و 1 لیوان شکر رو روی حرارت به قوام بیارید و کی زعفران اضافه کنید. این رو به عنوان مایه شربت تو یخچال نگه دارید و در طول روز با آب خنک رقیق کنید و بنوشید. خیلی خوشمزه است و مقوی.
پاسخ پژمان * : سلام سرکار خانم
راستش مشکل از راس سازمان ماست. اگر راس یه سازمانی دیکتاتور ماب باشه خود بخود این موضوع رو به رده های پایین تر تسری میده.
بابت دستور شربت بسیار ممنون
maryam.k
چهارشنبه 24 تیر 1394 10:37 ق.ظ
ایشالا ممنون اقاپژمان
پاسخ پژمان * :
maryam.k
چهارشنبه 24 تیر 1394 09:34 ق.ظ
دوستدارم وبلاگتون رو واقعا ارزش وقت گذاشتن رو داره
نه من گرما تهرانم نمیتونم الان تحمل کنم چه برسه به اونجا...ولی دوستدارم پاییز از کاشان...اصفهان...یزد...شیراز...بوشهر...کیش...برم خیلی دوستدارم این شهرا رو
پاسخ پژمان * : شما لطف دارید سر کار خانم.
ان شالله قسمت بشه همه این شهرها رو تو زمان مناسبش تشریف ببرید.
شاهرخ
چهارشنبه 24 تیر 1394 08:56 ق.ظ
مخلصم آقا
راستش این فرد با عنوان اینکه به من ظلم شده من و تحت تاثیر قرار داد من واقعا تو این 3 سال ازش حمایت کردم ولی اون مدام خیانت می کرد تا اینکه دستشو رو کردم
ایلیا هم خوبه شما چطوری
چه خبرا آقا
پاسخ پژمان * : سلام رفیق شفیق
سه سال مدت زیادیه برای آزمون و خطا کردن درباره یه نفر. به هر حال تلخ یا شیرین یه تجربه هست و باید از اون درس گرفت.
ما هم خوبیم خدا رو شکر
هنوز یلدا
چهارشنبه 24 تیر 1394 08:03 ق.ظ
پست و مقام تو ادارات فقط مایه ی دردسره...
البته در اینكه بعضیها واقعا لایق گرفتن پست هستند، شكی نیست.
پاسخ پژمان * : سلام
خوش آمدید هنوز یلدای عزیز
بحث من بیشتر سر حق و ناحق بود وگرنه به قول شما و به تعبیری دیگر، پست ها بیشتر از اینکه آسایش بیارن مایه آزار روح هستند.
maryam.k
سه شنبه 23 تیر 1394 11:26 ب.ظ
سلام...
ممنون واقعا از پستتون...
عجب دلم برای ریس میسوزه طفلک...
خوشبحالتون یه مدته خیلی دلم جنوب میخاد بخصوص شیراز و کیش...البته هوا فک نمیکنم الان قابل تحمل باشه...
مسابقه چی؟
پاسخ پژمان * : سلام
ممنون از شما که وقت میزارید و می خونید
جنوب که هوا الان وحشتناک گرمه. درست شروع خرما پزونه ولی شیراز همچین هواش بدک نیست. البته اگر قصد خرید دارید الان کیش تو بهترین موقعیته. قیمت هتل و پروازهاش هم آف خوردن.
مسابقه ورزشی دیگه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.