زخم های من کاریست، جوانمرد، اگر مرحم نیستی نمک نپاش


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :پژمان *
تاریخ:سه شنبه 21 بهمن 1393-09:19 ق.ظ

یه تلنگر به من

آدم ها پراند از غفلت هایی که مثل بیماری های خاموش درون اون ها مخفی شدن. گاهی این غفلت ها با اون ها می مونن تا اینکه یه تلنگر پرده رو کنار بزنه و عمق ماجرا رو هویدا کنه. تا زمانی که یه نعمتی هست معمولا به چشم نمیاد. نه تنها به چشم نمیاد بلکه اون رو حق مسلمی می دونیم که نباید از ما گرفته بشه. حالا یکدفعه پیش میاد که یه تلنگر و یا یه اتفاق اون نعمت رو از ما صلب میکنه یا مورد تهدید قرار میده. تازه اون موقع هست که می فهمیم اون چیزی که فکر می کردیم حق ما بوده و هیچ وقت از دستش نمیدیم، رفت که رفت.
همیشه عادت کردن به اون چیزهایی که داریم باعث میشه اون ها رو ندیده بگیریم. مثل من که تو این سالها خیلی چیزها رو ندیده گرفتم. و یه اشتباه باعث شد مسیر زندگیم به جهتی بره که دیگه کنترلش برام خیلی راحت نیست. جالبه این چرخه هیچ وقت متوقف نمیشه. مدام چیزهایی هستند که نمیبینیم و بعد افسوس از دست دادنشون رو می خوریم.
هر روز انگار یه چیزی هست که خارهاش رو در چشمان آرزوهام فرو کنه و یا پای رفتم رو ببنده. همیشه به خودم میگم چی فکر می کرد و چی شد! با این همه باز به لطف خدا امیدوارم . هنوز امیدوارم که قدر اونچه خدا به من داده رو درک کنم و غافل نشم از اون ها.



داغ کن - کلوب دات کام
فرمایشات دوستان() 


mardebozorg
چهارشنبه 29 بهمن 1393 08:58 ب.ظ
سلام دادا
با پیشنهاد یلدا خانوم موافقم برو در لحظه و حالشو ببر
پاسخ پژمان * : سلام رفیق
سعی میکنم اینطوری باشم
هیوا
چهارشنبه 29 بهمن 1393 12:09 ب.ظ
تنتون سلامت آقای قدیمی!
آنفلانزای خوکی نگرفتین ببینین من و پسرم چی می کشیم.
دنیا با ادم همراه باشه ، ولی آدم تو بستر بیماری و نتونه ببینه که لطفی نداره!
پاسخ پژمان * : سلام و سلامت باشین
اتفاقا امروز بعد دو سال آنفولانزا گرفتم. البته از این معمولی هاش
پونه
یکشنبه 26 بهمن 1393 08:34 ق.ظ
ای بابا بیا بیرون از این فاز افسردگی
پاسخ پژمان * : افسرده نیستم
شکیبا
پنجشنبه 23 بهمن 1393 04:27 ب.ظ
سلام
منم که دختر ندارم بهتون بدم
خوبه که امیدوارین
پاسخ پژمان * : سلام شانس ما رو دیدین گفتم شاید شما داشته باشین یه دونش رو بدین من
بهمن
پنجشنبه 23 بهمن 1393 10:55 ق.ظ
سلام
به پیشنهاد نگین بانوقراره جمعه شب ، شبِ شنبه ( فردا شب ) ساعت حدود ده دقیقه بامداد همه ی دوستان عزیز ، توی وبلاگم ، آهنگ " وطن " مرحوم نوری رو گوش بدیم و یه دور همی دوستانه داشته باشیم ...
اگه براتون مقدور باشه و تشریف بیارن خوشحال میشم ...
پاسخ پژمان * : سلام حیف شد اینترنتم قطع بود
کاکتوس
چهارشنبه 22 بهمن 1393 10:10 ب.ظ
سلام
خوبید؟
چند وقته حسابی رفتید تو فاز غما
حواستون هست
این چند وقت یه جورایی حالم مثل شما گرفته بود
تو یه مجله اتفاقی یه مطلب خوندم نوشته بود
وقتی تلاش کردی و نتیجه نگرفتی
بگو
نشد که نشد
به درک که نشد
تو مهم تر از اطفاقای اطرافت هستی

هیچ چیز این دنیا ثابت نیست نه خوشی هاش نه شادی هاش
پس سخت نگیر
پاسخ پژمان * : سلام کاکتوس جان این روزها هر دم از نو غمی آید به مبارک بادم ولی با همه اینها توکلم به خداست. ممنون که به یادم هستی
افت و خیز !
چهارشنبه 22 بهمن 1393 07:21 ق.ظ
چه ماجرای عشقولانه باشه چه نباشه یه بار گفتم بهت دختر نمیدم و خلاص
پاسخ پژمان * : مامان خانم شما طرف کدوم وری؟من پسرتم ها
یلدا
سه شنبه 21 بهمن 1393 11:40 ب.ظ
در لحظه زندگی کردن نعمت بزرگیه که خیلی از ماها نداریم . اما سعی کن اینطور باشه که در این صورت حسرت ها کمتر میشه
پاسخ پژمان * : سلام استراتژی منم همینه. ولی موضوعی که نوشتم یه خورده پیچیده تره. نوشتن اصل ماجرا ممکن نبود
افت و خیز !
سه شنبه 21 بهمن 1393 11:31 ب.ظ
بوی حسرت میاد ؟
یا شامه ام به خطا رفته ؟
از قدیم گفتن " الخیر فی ما وقع "
پاسخ پژمان * : سلام مادر خانمی
جنسش هم حسرت هست و هم غفلت. در ضمن اصلا ماجرای عاشقی هم نیست توکل بر خدا
شاهرخ
سه شنبه 21 بهمن 1393 05:36 ب.ظ
آقا شما و ناامیدی
نداشتیما
پاسخ پژمان * : سلام شاهرخ جان نا امیدی نیست بیشتر دل نگرانیه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.