تبلیغات
چشمان تب دار من - این اجابتک

زخم های من کاریست، جوانمرد، اگر مرحم نیستی نمک نپاش


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :پژمان *
تاریخ:شنبه 22 مهر 1396-10:40 ق.ظ

این اجابتک

فکر کردن بهش  دیگه برام جذاب نیست. بیشتر شبیه یه اعتیاد زجر آور شده. انتظارش بیشتر از اونکه مشتاق ترم کنه داره بیمار ترم میکنه. درست مثل زهر مخدر که اوایل سرخوشی میاره ولی همینکه از یه زمانی به بعد گذشت کرختی و افسردگی.
این خنگ چموش همه چیزش به اعتیاد می مونه. عمر رو تباه میکنه و امکان جدا شدن از خودش رو سخت. به یه جایی از راه که میرسی دیگه جوش نمیزنی، دیگه مضطرب نمیشی. حالت میشه مثل اسرایی که دست و پا در زنجیر هستند و به مسلخ گاه برده میشن. مات و مبهوتی. تلاشی نمیکنی. مثل اسرایی می مونی که تا دم گردن زدن کور سویی از امید دارن ولی یقینی نیست. از دور نشانه ای میبینی ولی نزدیک نمیشه.
آه از نشانه ها. آه از نشانه ها، آه از نشانه ها. از این مسکن هایی که گاهی در جسم رنجور و بیمار آرزوها تزریق میشه. لامذهب ها نه درمان هستند که درد رو ببرن اونجایی که اثری ازش نباشه و نه تیر خلاصی که این پیکر بیمار رو ببرن جایی که انگار هرگز زاده نشده. این روزها نشانه ها بیشتر از اونکه مرحم باشند برای من یادآور رنج ها هستند.
مدتیه به چهره خودم در آیینه بیشتر دقت میکنم. یواش یواش تارهای سفید مو بر چهره ام خودنمایی میکنند. حس خوبی نیست. اصلا حس شادی بخشی نیست. درست برعکس زمانی که از روییدن مو بر صورت و حس مرد شدن  لذت می بردم و مغرورانه به دیگر بی ریش های کلاس فخر می فروختم.   
کوتاهی عمر انسان یک افسانه نیست. واقعیتی زجر آور است. خصوصا اینکه آرزوهایت به جوانیت گره خورده باشند. مخصوصا اینکه هنوز بلیط آروزهایت پانچ نخورده باشد.
یار ما که تا دوش با یه گوشه چشمی و اندک خواهشی راضی میشد، این روزها بدجور سخت می گیره. خودم به چشم خودم دیدم که گفته بود کاسه ات رو بیار تا پر کنم از سبوی بی انتهای شراب طهور. ولی نمی دانم چه شده که در خم نمی گشاید و تشنه بر در، من رو یک پا در هوا نگه داشته. گاهی در خم رو باز میکنه و بوی شراب وصلش میبرتم که وصل بشم ولی چون دیوانه شدم سنگ می خورم از کودکان کوچه و بازار.

خدایا خودت گفتی که " از من درخواست کنید تا اجابت کنم". من درخواست کردم "این اجابتک؟"


پ ن: محمد جان چند شب پیش خواب دیدم حالت خوب نیست. صدقه کنار گذاشتم. دعا کردم خوابم هذیانی بیشتر نباشه.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


dabs
دوشنبه 30 بهمن 1396 12:08 ق.ظ
من فکر می کنم این یکی از اطلاعات حیاتی برای من است. و من خوشحالم خواندن مقاله شما.
اما می خواهم به چند مورد کلی اشاره کنم، سبک وبسایت عالی است، مقالات واقعا عالی هستند: D.

شغل خوب، سلام
r@vi
چهارشنبه 26 مهر 1396 02:52 ق.ظ
سلام
من هروقت سیستمو روشن می کنم یکی از اولین جاهایی که تو نت سر می زنم وبلاگ شماست ؛ خب من وبلاگ شمارو دوست دارم و خوشحالم که همچنان هرازگاهی می نویسین !

پایدار باشین
پاسخ پژمان * : سلام
ممنونم دوست عزیز
r@vi
یکشنبه 23 مهر 1396 04:09 ق.ظ
سلام!

از دل بود حتما که بر دل نشست !

قطعا هم خواسته نیستیم ولی همدرد چرا !

آرزو و جوانی و تارهای سفید مو و ...این اجابتک؟

عاقبت به خیر بشید ان شالله !

خواب بدو تعبیر به خیر کنید اونم به خیر ختم میشه اگه خدا بخواد !

پاسخ پژمان * : سلام دوست قدیمی
ممنون که بعد از این همه مدت فراموش نمی کنید که به من سر بزنید. خیلی خوبه که انسان دوستانی داشته باشه که هر از گاهی فراموشش نکنن و بهش سر بزنن.
نیلگون
شنبه 22 مهر 1396 09:09 ب.ظ
درود و ارادت برادر
اجابت در راهه، آرزوهاتون در راهه....من ایمان دارم
اندکی صبر، سحر نزدیک است.
"آه از نشانه ها. آه از نشانه ها، آه از نشانه ها. از این مسکن هایی که گاهی در جسم رنجور و بیمار آرزوها تزریق میشه. لامذهب ها نه درمان هستند که درد رو ببرن اونجایی که اثری ازش نباشه و نه تیر خلاصی که این پیکر بیمار رو ببرن جایی که انگار هرگز زاده نشده. این روزها نشانه ها بیشتر از اونکه مرحم باشند برای من یادآور رنج ها هستند" .... بااین جمله تون کاملا موافقم...اتفاقا داشتم چند روز پیش به این قضیه فکر میکردم... وقتی قرار نیست اتفاقی بیفته، نشانه ها نمایان میشن؟! برای دل خوش کردن اند آیا ؟؟
من که دیگه باهاشون رفیق شدم، به بودن بی نتیجه شون عادت کردم ...هراز گاهی میان یه شوک شادی بهم وارد میکنن میرن
پاسخ پژمان * : سلام خواهر محترم
من مامور به صبرم و هر چند صبرتلخ و طاقت فرساست ولی باز صبر میکنم. از خداوند می خوام آرزوهای شما رو برآورده کنه و در تقدیر خیرتون قرار بده. ممنون که به یادم هستید و دعا می کنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.