تبلیغات
چشمان تب دار من - کاسه صبر چون شکست...

زخم های من کاریست، جوانمرد، اگر مرحم نیستی نمک نپاش


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :پژمان *
تاریخ:شنبه 24 تیر 1396-06:45 ق.ظ

کاسه صبر چون شکست...

صبر و تحمل هم حدی داره. طرف اگر روانی هم باشه دیگه باید اینقدر درک داشته باشه که وقتی طرف مقابلش داره گذشت میکنه، در عوض اون هم باید یه قدمی برداره. دیگه از رفتارهاش خسته شدم. واقعا رفتارهای زننده این آقا و لجبازی هاش به حدی رسیده که دیگه اون حس ترحمی که قبلا نسبت بهش داشتم رو هم ندارم. خدایا خودت به من صبر بده که کاری نکنم بعدها بابتش پشیمون بشم. خدایا آرامشی عطا کن که بتونم خوب صحبت کنم و درست تصمیم بگیرم.


پ ن: چقدر بی معرفت بودی تو داداش (محمد)



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


یکی زیر اسمان شهر
پنجشنبه 19 مرداد 1396 03:45 ق.ظ
گاهی ادم كنار میاد گاهی از كنار میره نذارین سو استفاده كنن
پاسخ پژمان * : سلام دوست عزیز. فعلا دارم کج دار مریض باهاشون سر میکنم تا ببینم خدا چی می خواد
جامانده
جمعه 30 تیر 1396 04:52 ب.ظ
سلام و وقت به خیر،
انشااله هرچه زودتر از انتظار درآیید و
چشمانتان به دیدار دوست روشن شود و
حکایت دل آن نگردد که شاعر گوید :

" غمی به جهانم اضافه کردی و رفتی ..."
این چنین مباد....
پایا باشید و مانا.
پاسخ پژمان * : سلام دوست عزیز. ممنون از محبت شما
مهمون
دوشنبه 26 تیر 1396 08:40 ب.ظ
ان شاالله هرچی خیره پیش بیاد شما هم راضی باشید
اقا محمد هم پیداش بشه
پاسخ پژمان * : ان شاالله
مهمون
یکشنبه 25 تیر 1396 08:29 ب.ظ
اگر امکان تغییر مکان شغلی نیست خدا صبرتون بده
یه سوال (اگه مایل بودین جواب بدین): این اقا محمد ادرسی آیدی تلگرام اینستا شماره تلفنی و... از شما ندارن یا شما ازشون ندارید؟
اینهمه چشم انتظاری خیلی سخته

پاسخ پژمان * : علی رغم تمایلم پیشنهاد دادم شغلم تغییر کنه. امیدوارم موافقت بشه. من هیچ نوع آدرس جدیدی ازش ندارم. فقط در آخرین صحبت آدرس این وبلاگ رو براش ارسال کردم. امیدوارم شرایطی براش پیش بیاد و بتونه وبلاگ رو بخونه. من دلیل شروع دوستیمون رو هیچ وقت بهش نگفتم. و این مسئله برام یه ابهام ایجاد کرده. ماجرای اون خواب و ... .
r@vi
یکشنبه 25 تیر 1396 02:30 ق.ظ
سلام
منم واستون آرزوی صبر میکنم و دعا می کنم خدا راه راستو به سمت این همکار بدقلقتون کج کنه
پاسخ پژمان * : سلام. ان شالله هرچی خیره قسمتت هممون بشه
نیلگون
شنبه 24 تیر 1396 03:15 ب.ظ
سلام دوست عزیز
انشالله زودتر حل شه. حتما بهترین تصمیم رو میگیرید.
پاسخ پژمان * : سلام و متشکرم
مریم م
شنبه 24 تیر 1396 01:42 ب.ظ
خدا آدمو گیر رئیس روانى نندازه واقعا. انشاالله خدا یه راهى جلوى پاتون بذاره.
پاسخ پژمان * : سلام خانم دکتر. والله الان هیچ نسبت رئیس و مرئوسی ها با هم نداریم. ولی رفتارهاش دیگه قابل تحمل نیستن. هر با سوزنش گیر میکنه روی یه مسئله. به هر طریقی بود سعی کردم باهاش کنار بیام ولی ول کن نیست. هر روز یه بهانه جدید می تراشه. مدیر واحد هم دیگه از دستش خسته شده. حیف که از خدا می ترسم وگرنه... استغفرالله
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.