تبلیغات
چشمان تب دار من - گاهی دل خدا هم می سوزد

زخم های من کاریست، جوانمرد، اگر مرحم نیستی نمک نپاش


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :پژمان *
تاریخ:دوشنبه 14 تیر 1395-07:58 ق.ظ

گاهی دل خدا هم می سوزد

پسر داری با خودت چه میکنی؟
این چه حال خرابیه که داری؟
این چه درخواستیه که اینقدر تو رو به دلهره و نیاز و حال زار کشونده؟
نمی دونم چیه؟
نمیدونم چرا؟
فقط میدونم و شنیدم از خدا باید خواست و زیاد هم باید خواست
فقط شنیده ام که خدا بینهایت است
پس هرچه بخواهی باز هم کم گفته ای
به قول دوستی:
کم خواستن از خدا جفا در حق خداست. کوچک انگار کردن خداست
خدایا چشم به راهم
چشم به راه آن کار بزرگ
آن خواسته ای که از چشم و دست بندگانت نشد است
چشم انتظارم با چشم خود ببینم خواسته من بزرگتر است یا کرم تو؟
چشم انتظارم  شنیده ها از فضلت را با چشمم ببینم
یا بی درنگ اجابت کن
یا بی درنگ دلیل قانع کننده بیاور
دلیلت از دید بندگی من باشد و نه از سر چشمه حکمتت
من یکی نه با عدالتت میانه خوبی دارم و نه حوصله ام می کشد منتظر حکمتت باشم
مگر چقدر عمر به من دادی که کلیش را منتظر حکمتت باشم؟
تنها با فضل و کرم و رحمتت میانه ام خوب است
پس لطفا میانه ام را با اون ها شکر آب نکن
در ضمن به قول کودکان دلت بسوزد
من چیزی دارم که تو با این همه دبدبه و کبکبه نداری
نمی خواستم به رویت بیاورم ولی مجبورم کردی
خلاصه شرمنده
به قول حضرت نیایش:

خدایا خداوندا من در کلبه فقیرانه

خویش چیزی دارم که تو در عرش

کبریایی خود نداری و من همچون

تویی دارم و تو همچون خودی نداری

پس دلت بسوزد

حالا یا حاجتم روا میکنی یا یک چیز دیگر بگویم دلت بیشتر بسوزد؟





پ ن: گاهی باید خدا را غیرتی کرد
        گاهی هم  باید خدا را سر لج انداخت
        گاهی هم باید خدا را امتحان کرد
        گاهی هم باید نازش را کشید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


r@vi
یکشنبه 20 تیر 1395 05:28 ق.ظ
خوش به سعادتتون

مراد دلتون حاصل ان شالله

مارم دعا کنید لطفا!

جوابی که به کامنت جناب خلیل دادین لایک داشت
پاسخ پژمان * : ممنون.
ان شاءلله.
چشم دعا میکنم. خواهش میکنم شما هم دعا بفرمایید
یلدا
پنجشنبه 17 تیر 1395 03:56 ب.ظ
هر چی خیر و صلاحتونه ایشالا همون بشه
پاسخ پژمان * : نه همون که می خوام بشه بعد خدا در تقدیر خیرم قرارش بده
r@vi
پنجشنبه 17 تیر 1395 03:22 ق.ظ
چشم انتظارم با چشم خود ببینم خواسته من بزرگتر است یا کرم تو؟...چه خوب بود این جمله منم خیلی وقته منتظرم!!!

البته من جسارت شمارو تو حرف زدن با خدا ندارم ولی شماهرچه می خواهد دل تنگت بگو به رضای دلتون می رسین ان شاالله ...
پاسخ پژمان * : بین خودمون بمونه غیرتیش کردم
خلیل
سه شنبه 15 تیر 1395 10:59 ب.ظ
سلام.

بیچاره خدا، تبدیل شده است به خدمتگزار ما!!
پاسخ پژمان * : سلام

ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکمْ.

در قرآن سؤالی مطرح می کند از خلق الله: «مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قیلاً». از خدا راستگو تر کیست؟ از خدا به وعده خود وفادارتر کیست؟ این خدایی که قولش قطعی است، وعده اش حتمی است، فرموده است: «ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُم‏»[۳]. صدایم کنید تا من به شما لبیک بگویم. به من می گویید یا الله. من می گویم لبیک. باز فرموده است: «إِذا سَأَلَکَ عِبادی‏ عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی‏ وَ لْیُؤْمِنُوا بی‏ لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُون‏»[۴]. وقتی بندگانم از تو که نماینده من هستی، رسولم هستی می پرسند! خدا کجاست؟ احوال خدا را از تو می گیرند که پیغمبری. به تو می گویند از خدا چه خبر داری. ندیده اید که خادم کسی را می بینید و می گویید آقا کجا هستند؟ حال آقا چطور است؟ پسر کسی را می بینید و می پرسید حال آقایتان چطور است؟ از آقا چه خبر دارید؟ مردم تو را می بینند سراغ مرا می گیرند. وقتی از تو سراغ مرا گرفتند به آنها بگو خدا در نزد و در دسترس شماست. «فَإِنِّی قَریب‏». من دور از دسترس نیستم. من کنار شما هستم. من با شما هستم. «فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ»[۵]. عارم نمی شود وقتی بنده کوچکم می گوید یا الله. بگویم او حقیر است و من کبیرم.
مریم م
دوشنبه 14 تیر 1395 10:01 ب.ظ
تنها كسى كه به این راحتى میشه باهاش حرف زد خداست. بس كه مهربونه
پاسخ پژمان * : دقیقا. در مهربانیش شکی نیست. فقط نمی دونم این صبرش چرا تو کتم نمیره
دوشنبه 14 تیر 1395 12:23 ب.ظ
خیلــــــــــــــــــــــــــی عالی بوووووووود
پاسخ پژمان * : شما شاهد باشید من باهاش اتمام حجت کردم هاااا
دوشنبه 14 تیر 1395 08:37 ق.ظ
چه شهامتی
منكه در حین خوندن مطلبتون دلم تند تند می زد
چه سلطان مقتدر عظیمیست
پاسخ پژمان * : زدم به سیم آخر. مقصر خودش بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.