زخم های من کاریست، جوانمرد، اگر مرحم نیستی نمک نپاش


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :پژمان *
تاریخ:چهارشنبه 25 فروردین 1395-08:42 ق.ظ

تصمیم کبری 1

این روزها حال و احوالم درست مشابه حال و احوال کبرای عزیز است. همان کبری خانمی که کتابش را زیر درخت جا گذاشت و خیس شد. همان کبری خانمی که تصمیمی بزرگ گرفت. همان کبری خانمی که بابا وقتی ششمین و در حقیقت آخرین فرزند خانواده از کلاس دوم دبستان فارغ التحصیل شد با هیجانی وصف نشدنی گفت: بالاخره از دست کبری و تصمیمش راحت شدیم.
حال بنده هم به تاسی از آنم بانوی بزرگوار قصد دارم تصمیم مهمی در زندگیم بگیرم. تصمیمی که واقعا دارد از وقتش می گذرد. انتخابی که با تمام محدودیت هایی که دارم می تواند بزرگترین موتور محرک سرنوشت من به جلو و یا پسرفت به عقب باشد.
ازدواج
اشتباه نشنیدید. من بالاخره تصمیم گرفتم ازدواج کنم. با تمام آن موج عظیم محدودیت ها. و اکنون  آماج احساس های متفاوت هستم. و ترسی مبهم از انتخاب غلت. باور کنید خیلی سخت است، خیلی.
برای کسی مثل من که تا حالا به این موضوع به صورت جدی فکر نکرده بود گرفتن اینجنین تصمیمی واقعا سخت و راستش را بخواهید عذاب آور است. اون هم با وقتی عطف به سابقه میشه و یادم میاد از تمام اون کرور کرور تصمیمات عجولانه که که در زندگیم گرفتم. تصمیماتی که تنها فرقشون با این تصمیم اخیر در حوزه تاثیر پایین اون ها در زندگی من بود.
راستش گزینه های زیادی روی میز ندارم. یعنی دارم ولی بهشون خیلی خوب فکر نکردم. در ارتباطم با خانم های اطراف خوب عمل نکردم. یعنی از اشتباهاتم این بوده که همیشه خانم هایی که باهاشون به هر نحوی ارتباطی داشتم رو به چشم یه زن و یا همسر آینده ندیدم. درست همونطور به اون ها نگاه می کردم که به علی و حمید و رضا و ... بقیه دوستان نگاه می کردم. شاید به گناه نیفتاده باشم ولی خودم رو از شناختشون محروم کردم. شناختی که شاید منجر میشد به اینکه روزی یکی از اون ها مادر بچه های من میشد.
حالا در این میان یک انتخاب بیشتر از همه به من چشمک میزنه. و اون خانم خ هست. چند وقتیه به لطف صحبت های هر روزه حاجی عزیز(رئیس جدید) و ساعت های متمادی فک زدن های ایشون دارم جدی تر به موضوع ازدواج فکر می کنم. و خانم خ مورد مناسبی برای این موضوع به نظرم اومد. ویژگی های تحسین برانگیزی که می تونه در کمتر خانمی دیده بشه. و به همین دلیل می تونه کاندیدای خوبی برای ازدواج باشه.
ولی موضوع نگران کننده اینه که من یه ویژگی خاص دارم و اون هم اینه که وقتی چیزی چشمم رو می گیره در موردش غلو میکنم و معایبش رو نمیبینم و یا اگر میبینم نادیده میگیرمشون. و الان هم این ترس رو دارم که اشتباه کنم. حالا بماند که ایشون من رو به عنوان همسر آینده میپذیره یا نه.
خیلی غیر مستقیم بهش فهموندم که قصدی دارم و فکر میکنم البته فکر میکنم و ممکنه درست هم نباشه ولی به نظرم میاد ایشون هم منتظر باشه تا مطرح کنم. هرچند ایشون گاهی غیر منتظره هم عمل میکنه.
باید ببینیم که چطور پیش میره. لطفا اگر موردی به ذهنتون میاد برای همفکری بیان بفرمایید.

* نه اینکه یه جورایی سرم خیلی شلوغه و فکرم مشغول، یا از خیر غلط های نگارشی بگذرید و یا بفرمایید که کجا هستن تا اصلاحشون کنم.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 12:53 ق.ظ
Excellent web site you have here.. It's difficult
to find good quality writing like yours these days.
I seriously appreciate individuals like you! Take care!!
آیدا
شنبه 1 خرداد 1395 05:00 ب.ظ
سلام
چه موقع خ.بی این وبو پیدا کردم
همیشه خوش خبر باشین
با آرزوی خوشبختی
اگه لایق دونستید سربزنید
پاسخ پژمان * : سلام
ممنون. چشم.
عرفان
شنبه 11 اردیبهشت 1395 03:29 ب.ظ
«ویژگی های تحسین برانگیزی که می تونه در کمتر خانمی دیده بشه»..
سلام. مراقب این طرز فکرت باش.. اینو تو نمی تونی تشخیص بدی.. اگه خوانواده به ویژه مادر و خواهر بزرگتر به این نتیجه رسیدن می شه روش حساب کرد
پاسخ پژمان * : سلام. راستش خودم هم خیلی سر در گم شدم. مشورت بیشتر از اینکه کمکم کنه به تشویش و سردرگمی من بیشتر کمک کرده. مدام با خودم میگم نکنه اشتباه کرده باشم.
سحر
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 03:12 ب.ظ
سلامممممممم.........خیلی ممنون از وب سایت خوبتون که فوق العاده عالیه....واقعا متشکرم....
سه شنبه 31 فروردین 1395 10:14 ب.ظ
اشکال نداره .. همه چیز فراهمه فقط دخترم هم مثل شما قانونمنده و میگه حقشه که تو خونه شوهر کار نکنه و اگر هم کاری رو انجام داد حقوق بگیره . حتی برای شیردادن به فرزندش ... در ضمن خدمتکار هم لازم داره و برخی مسائل بی اهمیت مثل تورهای همه ساله اروپا و ...
پاسخ پژمان * : کاملا قبوله و بهش حق میدم. من برای تمام همسرانم کنیز میگیرم. فقط یه نکته ای روبه دختر خانم بفرمایید. همونطور که سرکار خانم در جریان هستن من می تونم به تعداد نا محدود کنیز ملکی داشته باشم و ... در ضمن باید همه ساله بهار به بهار که میشه یه بچه برام بیاره و این روند تا کهنسالی ایشون ادامه خواهد داشت.من شروطش رو قبول کردم.
هیدرا
دوشنبه 30 فروردین 1395 01:17 ب.ظ
دختر منو "هم "میگیری ؟!!
با این اشتها تا به حال تجرد اختیار فرموده بودین عجبه!
پاسخ پژمان * : حقمه. حق گرفتنیه. 4 تاش حق قانونی و شرعیمه. دختر شما رو هم می گیرم. حوصله ادامه تحصیلشم ندارم. لطف کنید بهش بگید دانشگاه رو بی خیال بشه. در ضمن جهیزیه هم براش آماده کنید. باید خونه دار باشه. یعنی خونه هم داشته باشه
بهمن
دوشنبه 30 فروردین 1395 08:25 ق.ظ
اول اینكه تكلیف مارو مشخص كن ...مگه چند تا بچه میخوای داشته باشی كه نوشتی " مادر بچه هام "
راستی سلااااااام اخوی . قدم گذاشتنت رو به دنیای تاهل و تعهد خوش آمد میگم .
راستش خانم "مریم م " خواهری رو در حقتون تمام كرده و همه ی موارد مهم رو براتون نوشته .
منم یه نكته از تجربه ی خودم بگم . روزی كه دیگه جواب بله رو از خونواده ی همسرم گرفتیم خوره افتاد به جونم ! خوره ی شك و تردید ... یعنی انتخابم اشتباه نبوده ؟ اگه اشتباه كرده باشم پیرهنیه برم پسش بدم ؟
و بعدها خوندم كه این شك به جان همه میفته نگران نباش ...
یه موضوع دیگه ، خونواده ی همسر آینده تون خیلی خیلی اهمیت داره ... نكنه خدای نكرده دائی بچه هات یه ادم لاابال و ولگرد و از همه بدتر معتاد باشه ... فردا نمیتونی توی خونه ات راهش ندی ...
بفرموده ی خداوند باید " كفو " هم باشید .
البته یه چیزم بگم سعی كن خیلی سخت نگیری وگرنه در ابتدای راه میمونی و اونقدر وسواسی میشی كه نمیتونی قدم از قدم برداری ...
برات بهترین گزینه ی مقدر الهی رو ارزو دارم ...
پاسخ پژمان * : سلام
12 تا بی برو برگرد. البته مادر یا مادرهای بچه هام
هنوز قدم نگذاشتم بهمن خان. فعلا دارم در میزنم.
ممنون از راهنمایی هاتون. این شک رو خوب اومدیدن.
ممنون از دعای خیرتون
شکیبا
یکشنبه 29 فروردین 1395 07:51 ق.ظ
سلام
به به سر صبح با این خبر خوش حسابی حالم جا اومد تبریک میگم تصمیم خوبی گرفتین
در انتخاب دقت کنین اما اینم در نظر داشته باشین که همیشه همه چی بیست نمیشه بالاخره هر چقدر دقت کنین بازم اختلافهایی بینتون وجود داره اما اگر همدیگه رو دوست داشه باشین با گذشت اغماز و فداکاری و محبت میتونین زندگی خوبی داشته باشین
پاسخ پژمان * : سلام
ممنون
فعلا 50 درصد خودم حل شده
افت و خیز !
شنبه 28 فروردین 1395 05:06 ب.ظ
سلام. به سلامتی
خانم خ اصلا خوب نیست
بیا دختر منو بگیر
پاسخ پژمان * : سلام
چشم دختر شما رو هم میگیرم. تا 4 تا دستم بازه. پیشنهاد دیگه ای هم بود در خدمتم.
دل آشوب
شنبه 28 فروردین 1395 03:01 ب.ظ
زنـدگــی انـگــار

تـمــام ِ صـبــرش را بـخـشـیـده اسـت بـه مـن !!

هـرچــه مـن صـبــوری میکـنـم او بــا بـی صـبـری ِ تـمــام

هـول میزنــد

بـــرای ضـربــه بـعــد .... !

کـمـی خـسـتــگـی در کــن ، لـعـنـتـــی ...

خـیــالـت راحـت !!..

کار خوبی میکنید..ب سرزمینی ناشناخته وارد شدن عالیه!
پاسخ پژمان * : سلام
ممنون ولی خدا کنه این سرزمین ناشناخته، سرزمین حور و پری ها باشه نه دیو و غول و مار و عقرب
مریم م
چهارشنبه 25 فروردین 1395 01:19 ب.ظ
اولا كه غلط و تحسین!
دوما مبارك باشه انشاالله تصمیمتون.
سوما: همه مى گن قبل از ازدواج چشمهاتون رو باز كنین، من مى گم چشمهاتونو بشورین و یه جور دیگه به قضیه نگاه كنین.
اول از همه تو یه كاغذ بنویسین كه از همسر آینده اون چه چیزهایی انتظار دارین، بعد خوب دقت كنید كه انتظاراتتون منطقى هست یانه.
اگر اولش تو رویا سیر كنید و انتظارات غیر منطقى و ایده آل گرایانه تو ذهنتون باشه، شك نكنید به مشكل بر مى خورید.
بعد هم انتظاراتتون رو درجه بندى كنید ببینید كدومها براتون اهمیت بیشترى داره و كدومها اگر نبود هم حالا زیاد مهم نیست.
چهارما خانم خ ممكنه از دیدگاه شما در عالم همكارى خصوصیات تحسین برانگیزى داشته باشه اما باید دقت كنید كه آیا این خصوصیات به درد محیط خانواده هم مى خوره؟ یا فقط تو محیط كار كاربرد داره. یا اصلا شخصیت ایشون تو خونه و محیط كار یكى هست ؟ من آدمهاى بسیارى رو مى شناسم كه تو محیط كار سوگلى هستند و همه بى استثنا ازشون راضین و تعریف مى كنند ولى متاسفانه تو محیط خونه چنان تغییر شخصیتى مى دن كه آدم دهنش باز مى مونه. حالا انشاالله كه خانم خ اینطور نیست.
پنجما خانواده ها خیلى مهمند. حتما حتما حتما قبل از ایجاد دلبستگى دقت كنید كه سطوح خانواده هاتون به هم مى خورن یا نه؟ سطوح مالى اخلاقى طرز تفكر و ...
البته موارد خیلى زیاده اما قبل از ایجاد دلبستگى باید به خیلى چیزها توجه كنید.
درسهای تلخى كه روزگار به من داد اینها رو ازش یاد گرفتم
ببخشید كه خیلى حرف زدم، به نظر من حتما یه مشاوره قبل از ازدواج برین.
پاسخ پژمان * : سلام خانم دکتر
بسیار ممنون از لطف شما. ممنون میشم که بیشتر بتونم از راهنمایی های شما و تجاربتون استفاده کنم.
باران
چهارشنبه 25 فروردین 1395 01:13 ب.ظ
سلام براتون یه زندگی سرشار از آرامش و شادی آرزو میکنم
پاسخ پژمان * : سلام
ممنونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.