تبلیغات
چشمان تب دار من - دو خط نوشته که عنوان نمی خواد

زخم های من کاریست، جوانمرد، اگر مرحم نیستی نمک نپاش


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :پژمان *
تاریخ:دوشنبه 27 مهر 1394-08:20 ق.ظ

دو خط نوشته که عنوان نمی خواد

با گذشت چند روزی از طوفان اعصاب خوردکن هفته گذشته حال و  هوای دلم اندکی آفتابی تر شده و حس میکنم دنیا جایی هست که هنوز میشه امید به بهبودش داشت. هنوز میشه امیدوار بود یه روزی برسه که این جنگ ها، این کینه ها و این خانمان سوزی ها برای همیشه با اهل دنیا خداحافظی کنه. روزی که نام جنگ همچون نام پهلوانان اساطیری برای همه ما افسانه بشه.
و من امروز و در اینجا مثل همیشه خیلی زود با شرایط جدید خو گرفتم و همینطور با پیام های گاه و بی گاه مدیر و رئیس که اگر چه بویی از پا پیش گذاری داره ولی همچنان بوی تحکم و غرور میده. و این بار این غرور و تحکم باید شکسته بشه هر چند که برای من هزینه داشته باشه. میدونم طرف مغلوب این ماجرای ممکنه من باشم ولی نمی خوام تلاش ناکرده پا پس بکشم و همینطور میدونم این ایستادگی در آینده من رو مجبور به پرداخت هزینه هایی خواهد کرد.
خوب میدونم پا پس کشی الان من راه حکومت بی انتهای اون ها رو بر من باز میکنه و در این صورت و از این به بعد باید منتظر باشم تا هر روز به  بهانه ای افکار پوچ خودشون رو بر من تحمیل کنند.
صبر میکنم و میبینم که چه اتفاقی قراره بیوفته. حداقل اینکه من نباید تمام قد ضرر کنم و بخشی از این خسران باید سهم اون ها هم بشه. در این میون تنها موردی که اندکی خاطرم رو آزار میده بیماری آقای رئیسه که میترسم با این اوضاع تشدید بشه. هرچی باشه هنوز دوستش دارم و حس میکنم رفیقمه. نمی دونم این حس متقابله یا نه ولی با وجود اینکه به شدت از دستش عصبانی هستم همچنان دعا میکنم که خدواند هرچه زودتر بیماریش رو شفا بده.  
الهی نظر تو بر نگردد.
 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


موج
دوشنبه 4 آبان 1394 02:22 ب.ظ
انشا الله هیچ وقت در هیچ جایی جنگ نباشه ..بلاخره مدیرو غرغرهایش واصلا داستان افتابه مسجد شاه را که میدانی بعضی مدیران همان است
پاسخ پژمان * : سلام
ان شالله. فعلا که ما داریم از این آقایون میکشیم. تا خدا چی بخواد
کاکتوس
چهارشنبه 29 مهر 1394 11:22 ب.ظ
امیدوارم چند روز اینده و حال و حواش باعث بشه اسمون دلتون صاف و افتابی بشه
پاسخ پژمان * : سلام کاکتوس عزیز
ممنون از دعای قشنگتون
خورشید
سه شنبه 28 مهر 1394 10:40 ق.ظ
خدا رو شکر امسال از دست مدیر بداخلاقم راحت شدم استخدام رسمی شدم ویه تحول بزرگ تو کارم پیش اومد حالا فقط خدا بالاسرم و خودم چه حس خوبیه ادم رییس خودش باشه :)
امیدوارم هر چی خیر وصلاحتونه پیش بیاد اینم بگم یازده سال مدیرمو تحمل کردم به امید روزای خوب و خدا جواب صبرمو دادهمینجوری مفتکی وضعم خوب نشد
پاسخ پژمان * : سلام
خدا رو شکر. خیر سرم من از همون اول رسمی بودم. من مدیر هم که بشم باز یه آقا بالا سر دارم.
والله ما هم داریم نقش ایوب پیامبر رو در برابرشون بازی میکنیم.
مریم م
دوشنبه 27 مهر 1394 10:13 ق.ظ
سلام. خوشحالم که بهتر شدین. واقعیتش منم از این هفته موقعیت کاریم کمی تغییر کرده و گرفتار مدیر و رئیسی شدم که با پنبه سر می برند. خیلی بده که می فهمم باطن قضیه چیه ولی در ظاهر هیچ مدرکی ندارم که بتونم اعتراض کنم. مجبورم اعتراضم رو جور دیگه ای نشون بدم که به قول شما ممکنه برام گرون تموم شه. این منو کمی نگران می کنه اما مجبورم پی همه چی رو به تنم بمالم. نمی تونم دست رو دست بذارم که اونها هرکاری دلشون می خواد باهام بکنن. حالا بیشتر از قبل درکتون می کنم. یه جورایی همدردیم.
پاسخ پژمان * : سلام خانم دکتر
ممنون که من رو درک می کنید. امیدوارم هر چه زودتر راه حل منطقی و درستی رو برای حل این مشکل پیدا کنید. من که فعلا مصلحت رو در سکوت و صبر دیدم. باید ببینم چی پیش میاد و مطابق با اون عکس العمل نشون بدم. بیا از ته دل برای هم دعا کنیم. ان شالله مشکلات هر دوی ما به زودی به بهترین شکل ممکن تموم میشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.